تبليغاتX
سکوت شب
به سراغ من اگر مي‌آیی نرم و آهسته بيا مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود كاش اسم همه دختركان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود






MySpace Editor

 

 

لالا لالا نخواب دنيا خسيسه / واسه کم آدمي خوب مي نويسه / يکي لبهاش تو خوابم غرق خندست / يکي پلکاش تو خوابم خيس خيس





 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 4:51
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
<MySpace Editor

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشید اگر خاطرمان تنها ماند 

  طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم




MySpace Editor


کاش شب ترین شب زندگیم فقط یک شب ماهٍ شب زندگیم میشد.


MySpace Editor

كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش

اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف تزين خاطره مهماني بود

كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هرچه

پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو

انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم

كمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ديوانه كه

باراني بود



MySpace Editor

مي خواهم برايت مرهمي باشم...! براي آن نگاه خسته اي که

مي دانم ...! اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند

باشم ...! براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست

هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ،

براي تو آغوش مي گشايد ! من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ...

دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است




MySpace Editor

زندگي...!
زندگي يک آرزوي دور نيست؛ زندگي يک جست و جوي کور نيست زيستن

در پيله پروانه چيست؟زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست گوش کن ! دريا

صدايت ميزند؛ هرچه ناپيدا صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند تو را؛ با

صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست؛ قمري تنها پي

دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست؛ زندگي يک مقصد بي انتهاست

هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ اين تمامش ماجراي زندگيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 7:34
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست

 

زندگی چون قفسی است

    قفسی تنگ   پر از تنهایی 

   و چه خوب است  

  لحظه غفلت آن  زندانبان

و بعد هم پرواز.........

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 5:9
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
 

غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 9:26
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor




بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم



ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم



عشق از سه حرف تشکیل شده

ع ش ق اینجوری تعریف شده

علاقه شدید قلبی معنی شده

دوست داشتن با عشق درگیر شده

عشق پر زده تنهام

میای پیشم فردا

مثال عشقمون مثل آدم و حوا

عشق پر زده تو ور خدا برگرد

دیدی قیامت همه جوره باهات سر کرد



زیر لب اسمم و می کردی زمزمه

شنیدم خونه عشقت اومده زلزله



میدونم قلبت برام دلتنگه

همه حرفایی که میزنم یکرنگه

می اومدی پیشم می کرد قلبم تاپ تاپ

هر وقت می رفتی ساعت می کرد تیک تاک

اینو بدون عاشقتم صد در صد

همیشه تو دریایی و قطرم من



حالا منم همونیکه چشماش خیسه

به عشق تو اشکاش لبرزیه



کل زندگیم و باختم به یه لبخند

فقط دارم توی زندگی یه ترفند


قیامت می خوام بکنمت پرستش

اما نمیذارند دشمنای نفس کش



دشمن و بی خیال شو همیشه هستش

می خوام صدات کنم بگم پرستش


بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم


ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم


بگو تنها نشستم بدون یارم

وقتی اون نیست من خیلی خارم

آسمون و نگاه می کنم مه شده

یاد خاطراتم میفتم گم شده

به عشقت میخونم حس قلبم

میذارم کف دست تو حرفم

چه جوری بهت بفهمونم می خوامت

می خوام بذارم دستم و رو لبت

بکنمت ترک و می خوام بگمت

بوسه نگو می خوام بدمت



هر وقت دستت و میدادی دستم

ضربان قلبم می رفت رو 700

همیشه هستم تو خواب و بیداری

وقتی تو نیستی من هستم تو خماری



چرا نمیای بهم بگی بی حالی

از وقتی که رفتم بیماری

چرا کم سو شده چشای گربه ایت

رنگت پریده و انگاری مرده ای


چند وقته که رفتی شدم ساکت

هر شب می خوابم
به امید خوابت

نگاه می کنم به عکسمون تو قاب نقره ای

دیگه الان کنار حاله

بغل عکست من مثل خارم

نقره داغم کردی ولی نرفتی از یادم


بیا پیشم بمون تنها نمونم

می خوام تا ابد واست بخونم

می خوام بگم عشق پرزده

تو دل من کلی غم زده

اگه بیای بمونی پیشم

تا ابد راضی میشم



ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

شمع و پروانه که سوختند ما کاشتیم


عاشق منم، ساده دل منم

اگه من منم اون عاشق تو قصه ها منم

اگه نیازم نذار ببازم

بذار تو دلت خونه عشق و بسازم

این بود عشق من چرا بهت تشنم

بودی تو بهشتم تویی فرشتم

همه کف دستم با خون نوشتم

که تویی و میمونی تنها عشقم

پس چرا بهم نگفتی یک کلام

که من تو رو دوست دارم اردلان

بی تو من نمی تونم باشم در امان

امیر اردلان دیگه مردست از الان

دیگه رفتم بستم

حالا شدم خسته 

کسی که بی تو الان تنها نشسته

می تونی صدام کنی عاشق دل شکسته

آروم آروم بخاطرت چشام میشه بسته

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 8:40
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor



بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم


شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم


شدم آن عاشق ديوانه که بودم




درنهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد


باغ صد خاطره خنديد


عطر صد خاطره پيچيد




يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم


پرگشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم


ساعتي بر لب آن جوي نشستيم




تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت


من همه محو تماشاي نگاهت

 


آسمان صاف و شب آرام


بخت خندان و زمان رام


خوشه ماه فرو ريخته درآب


شاخه ها دست برآورده به مهتاب


شب و صحرا و گل و سنگ


همه دل داده به آواز شباهنگ




يادم آيد : تو به من گفتي :


از اين عشق حذر کن !


لحظه اي چند بر اين آب نظر کن


آب ، آيينه عشق گذران است


تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است


باش فردا ، که دلت با دگران است !


تا فراموش کني ، چندي از اين شهر سفر کن ! »



با تو گفتم : « حذر از عشق!؟ - ندانم


سفر از پيش تو ؟


هرگز نتوانم ، نتوانم !



روزاول که دل من به تمناي تو پر زد


چون کبوتر لب بام تونشستم


تو به من سنگ زدي،


من نرميدم ، نگسستم...»



باز گفتم که:« تو صيادي و من آهوي دشتم


تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم


حذر از عشق ندانم ، نتوانم !»



اشکي از شاخه فرو ريخت


مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت...


اشک در چشم تو لرزيد


ماه بر عشق توخنديد!



يادم آيد که : دگر از تو جوابي نشنيدم


پاي در دامن اندوه کشيدم


نگسستم، نرميدم




رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم


نه گرفتي دگر ازعاشق آزرده خبر هم


نه کني دگر از آن کوچه گذر هم ...


بي تو، اما، به چه حالي من ازآن كوچه گذش

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:17
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor



بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من
چرا من نگذرم از يك پوست و خون به اسم تن

تو خيالم هم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي باتو زندگي كنم

نميدونم چي بگم كه باورت بشه جونمي
توي اين كابوس درد روياي مهربونمي

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
تونستته گل عشقو بكاره

وقتي حتی پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
ببه جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نميدونم چي ميشه بدجوري گوشه گير مي شم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هرچقدر بد ميشم اما تو نجابت مي كني

هركجاي دنيا باشم بامني و درمني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
در تو تونستته گل عشقو بكاره

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 5:7
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست

خدایا در تنها ترین تنهاییم تنها کسم تنهایم

گذاشت

 


 
 
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست




اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

 



 

 

گفتی خدامو صداکنم تا همراه شبهای تنهایی ام بشه ... صداش می کنم تا وقتی که از آسمون بیاد پایین ... تا سر بذارم تو دامن مهربونیش و تا قطره اشک آخر ببارم ... تا منو از این زمین خاکی برداره و ببره تو آسمون آبی اش... جایی که هیچ هراسی نتونه دلم رو بلرزونه ... جایی که جای رویاهام تن سرد فراموشی نباشه ... جایی که یه شب در میون شباش مهتابی باشه ... جایی که لبام همیشه بخندن و لبات غصه دار غم لبام نباشن ... خدامو صدا میکنم ... همونطور که تو یادم دادی ... 


 


 

 
 
 


عاشقت شدم
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 5:1
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست












من مردم این روزا یه جورایی تو اوون دنیام


اونوقت عصبی میشم و وایمیستم تو رو شما


مثل روزایی که بهم دروغ میگفتی با چشات


تا آخرین باری که دیدمت دم دانشگاه


من هنوز یادمه تو رو می دیدمت دم کتابخونه


ورق کتاباخیس بود اون اشک چشام بوده


من همه ناراحتیام بود از دل آرومت


چون می دونستم زندگیم بی تو هر دقیقه کابوسه


هر دقیقه خاموش شمع قشنگ وسط سفره


تو چیزی واسم نزاشتی جز یه دست خط مرده


کاری کردی که همه عقده هام تو اروده گم شه


تو کارامم نمی تونم کنم یه حرکت خوشگل


از رگ خشک من معلومه خونی نیست تو بدنم


این یه بارم فقط با اشکای خیسم خوندم ازت


من از همه بهارای زندگیم موندم عقبو


این روزا مسیر زندگیم مثل ذوذنقست


خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه مال من باشه


اما بدون توشبا فقط میکردم دایم من ناله


میخوام بشینمو گریه کنم ولی لکن فایده نداره


چون اینو میدونم که با تو بودن یه رویای محاله


انگار خدا واسه تو جبرییل رو زمین فرستاده


که مامور این باشه بگه میام به استقبالت


چون من تا انتهای دنیا خیابونارو می دو ام


میام اونا رو میکشم که چشما تو می دزدن


من تو تنهاییم فقط دارم اینجا یه چهار دیواری


زندگیمم شده عین فیلمای چارلی چاپلین


یا بارون چشام از دوریت یه جای تاریک بارید


نمی خواستم کسی بفهمه خانومی قاتی ما نیست


بیا بسازیم قصر عشقو چون من از بازی خستم


راستی عکستو رو دیوار اطاق نقاشی کردم


فقط از دیدگاه من یه صحنه فراموش نمیشه


حتی صد ها روز دیگه تو با 2 تا دیگه بودی


که این مقایسه حتی رو ترازو نمیره


بهم دروغ میگفتی که دل من آروم بگیره


وقتی چشمام مثل چشم عقاب چشماتو می پایید


میگفت می خوای با دروغات زندانو بسازی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:46
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor



آی خدا دلگیرم ازت

آی زندگی سیرم ازت

آی زندگی میمیرمو

عمرمو میگیرم ازت


MySpace Editor



این غصه های لعنتی

از خنده دورم میکنن


این نفسهای بی هدف


زنده به گورم می کنن


چه لحظه های خوبیه


ثانیه های آخره


فرشته ی مردن من


منو از اینجا میبره







چه اعتراف تلخیه

انگار رسیدم ته خط

وقت خلاصی از هوس

آی
دنیا بیزارم ازت



MySpace Editor






MySpace Editor


بی تو مهتاب شبی باز آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو

گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است








آره همش بهونه بود مساله یار دیگه بود دلت هوایی

شده بود کارم از کار گذشته بود

برو با یارت عزیزم رهاکن این تن منو الهی شصت ساله

بشه عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری که مثل من اسیر

بشه آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم قلبمو

سنگیش بکنم عشقتو خاکستر بکنم

اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی بگو که

مثل من بشه زجر جدایی بکشه

 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 1:26
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor






رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام









MySpace Editor




توی تنهائی کوچه ... راهیم مثه یه عابر

 

 


یه غریبه پره غمها ، مثه غربت مهاجر

 


پابپای غربت شب ، یه دل همراهم نمونده

 


این غریبی «منو ازمن» ،باز به تنهائی رسونده

 


باور ء یه عشقه زیبا ، باور یه قلب عاشق

 


رفته از خاطر قلبم ، درگذار این دقایق

 


باور عشقی که باشه ، تا همیشه در کنارم

 


شده یک امیده رفته ، دیگه امیدی ندارم

 

 

نیمهء گمشدهء من ، گمشده تو روزگارم

 


اونکه تا ابد بمونه ،‌ تا همیشه در کنارم

 


پس کجاست همسفر من ، اونکه قلبمو ببینه؟

 


اونکه گرمی وجودش, توی قلبم من بشینه؟

 

 


اونکه در لحظهء غمهام ، واسه عشقش بیقرارم

 

 

اونکه توی بی کسی هام ، شونه هاشو کم میارم؟

 


باور عشقی که باشه ، تا همیشه در کنارم

 


شده یک امیده رفته ، دیگه امیدی ندارم










MySpace Editor

مطمئن باش برو !

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه راحت به من و سادگی ام خندیدی !








 
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:48
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor



وقتی که خاکم می کنن، بهش بگین پیشم نیاد

بگید که رفت مسافرت، بگید شماره ای نداد

یه جور بگین که آخرش، از حرفهاتون هول نکنه

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه



دونه به دونه عکسهامو، بردارید آتیش بزنید 
 


هر چی که خاطره دارم، برید و از بیخ بکنید

نزارید از اسم من هم، یه کلمه جا بمونه

نمی خوام هیچ وقت تنم و توی گورم بلرزونه



برو آتیش به قلب من نزن، بزار نگاهت از یادم بره

بزار واسه همیشه قلب من، چال بشه با من کلی خاطره



برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده

همدم من به جای تو ریگ های پوشالی شده

اون که می گفت می مرد برات، دیدی راست راستی مرد

رفت و همه خاطره اش هم، به خاطرت برداشت وبرد



بهش بگید نشست به پات، بهش بگید نیومدی

بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی

نشونی قبر منو بهش ندین، خوب می دونه

میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه






برو آتیش به قلب من نزن، بزار نگاهت از یادم بره

بزار واسه همیشه قلب من، چال بشه با من کلی خاطره


می خوام رو سنگ قبرم این باشه

می خوام رو سنگ قبرم این باشه:

طلوعی که خیلی غم انگیز بود

قشنگ ترین خاطره عمرم

غروبی که خیلی دل انگیز شد

رو سنگ قبرم بنویس

روزی اومد با امید آخر

ولی حالا بدرقه راهش

داغی که موندش رو دل مادر








MySpace Editor




انديشيدن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

سخن گفتن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

بحث پيرامون علم دين و

صرف و نحو و

شعر و نثر، ممنوع!

انديشه منفور است و زشت و ناپسند!

از لانه‌ي مهر و موم شده‌ات


پا فراتر نگذار

چراغ، قرمز است..

زني را.. يا كه موشي را مشو عاشق!

عشق ورزيدن، چراغش قرمز است

مرموز و سرّي باش..


تصميم خود را با مگس هم در ميان مگذار









MySpace Editor



اينجا غروب نازنين

دنيا دروغه نازنين

تو شهر غربت، زندگي

چه بي فروغه نازنين


رنگين کمونه آسمون، قناريهاي بي زبون

لحظهء سخت رفتنه، از عاشقي دل کندنه


پرنده هاي بي وطن

همه اسيرن مثل من

صداي خوندن ندارن




وقتي که تنهايي مياد

ستاره اي در نمياد

اميد موندن ندارم


خسته شدم از اين روزاي بي کسي

اي هم صدا پس کي به دادم ميرسي؟

تو غربته شهر فرنگه کاغذي

مرگم رسيد، پس کي به دادم ميرسي؟



شهر من اون شهر ديگه است

ستاره هاش رنگ ديگه است

خورشيد و ماهش آشناست

اونجا يک دنياي ديگه است

خشِ خشِ زنجيراش مياد

گريهء شب گيراش مياد

اما صداي عاشقي،

از سوي کوچه هاش مياد




+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 5:10
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
MySpace Editor


تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم


کسي يار نيست







MySpace Editor




 

تو يه مسافر، يه غريبه، يه اسيری

من يه پرنده، يه پرستو، تو كويری

تو يه عبوري، از مسير عمر عاشق

من يه حضورم، مثل چند روز شقايق

من يه پرنده، يه پرستو تو كويرم

تو يه درختي، سر راهم كه نميرم

تو يه اسيري، توي شعر عاشقونه

من يه غريبم، غريب بي نشونه

دلشده هستم، همه جا دلشده‌ي تو  

گمشده هستم، همه سو گمشده‌ي تو







MySpace Editor

آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت

صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید دوستت دارم


تنهاي من....

تنهام گذاشت




 


MySpace Editor

زندگی نقطه سر خط

بی وفایی شده عادت

تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه به قیامت

زندگی نقطه سر خط

تلگرافی شده نمرت

قلبمو مچاله کردی پای نقطه چین نامت

 








MySpace Editor


امشب به قصه دله من گوش میکنی فردا مرا چو قصه فراموش میکنی
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:29
  به قلم:  ندا  | 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار نيست
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T